عشقت را هرگز بازگو نکن
عشقی که هرگز به زبان نیاید
مث نسیم ملایم ساکت و نامرِِئی می گذرد
و همه چیز را بر سر راه خود
تکان می دهد
من عشقم را به زبان اوردم
و قلبم را برای او گشودم
سرد و لرزان با ترسی مرگبار
و او رفت....
بعدها مسافری بر سر راهش پیدا شد
ساکت و نامرئی مث باد
و او
عشق این مسافر را پذیرفت
تقدیم به سمیه
برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق ودموع,عشق اجاره ای,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشقی,
نویسنده: نیکی کوهی