قلعه جوق ملکشاهی

متن مرتبط با «مات» در سایت قلعه جوق ملکشاهی نوشته شده است

مات

  • نیلوبلاگ

    شیرین تر از عسل .یادت میآید که روز اول توی پیاده رو راه میرفتم با دوستم بودم اولین بار .دوستم به من گفت نگاه کن پسره خیره شده به تو ,من هم نگاه کردم به تو دیدم یک پسر جوان مات !البته همان موقع شخصی که تو را در این وضعیت دیده بود به تو پر و خاش کرد اما نگاهت را از من بر نداشتی .آن هم ناراحت شد خلاصه کتک کاری و ...یادت میآید که دوباره همان جا کمی جلو تر دوباره هم را دیدیم و باز چشم از من بر نداشتی و باز هم همان مرد آمد جلو نصیحت و کمی صحبت اما نگاهت را از من بر نداشتی تا کار به جای باریک کشید و زد و خورد ...یادت میآید که دقیقا سه هفته بعد یک خیابان بالا تر ه...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    ماتش لايف | مات ديمون | ماتشوف شر |